سلام بر امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه

khaterat12.blog.ir

۹ مطلب با موضوع «خاطرات عبرت آموز» ثبت شده است

عنایت امام کاظم (ع) به پدر شهید غلام علی رجبی


حاج حسن؛ پدر غلام علی همیشه می گفت: «من این زندگی و همه بچه هایم را

 مدیون امام کاظم (ع) هستم. همه بچه ها به خصوص غلام علی»


وقتی تازه ازدواج کرده بود، بیماری حصبه می گیرد. حالش طوری وخیم می شود که

 وصیت نامه اش را می نویسد و می گوید برای مراسم ختم اش لپه آماده کنند.


می گفت: همان شب در عالم رؤیا آقایی نورانی را دیدم که به من گفت: «بلند شو برو دعای کمیل ».

گفتم: «می بینید که نای بلند شدن ندارم».

آقا فرمودند: «بلند شو. من شفایت را از خدا گرفته ام. تو زنده می مانی و خدا به تو فرزندانی خواهد داد که از پیروان راستین ما خواهند بود».


پرسیدم: مگر شما که هستید؟

فرمودند: من موسی بن جعفر (ع) هستم.


مجموعه یادگاران،جلد ۲۴؛

 کتاب غلام علی رجبی، ناشر: روایت فتح


#چله_مهدوی #روز_بیستم

#شهدا_را_یاد_کنیم_با_ذکر_صلوات


┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄


🎬 اکران مردمی عمار استان یزد🔻

🆔️@ekrane_mardomi

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۰۳ ، ۱۵:۴۴
منتظران امام زمان عج

🍀برگ سبز


🔷آیت الله اراکی (ره) فرمودند:


شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.


☀️پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟

با لبخند گفت: خیر.

سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟

گفت: نه

با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟

✨جواب داد: هدیه ی مولایم حسین (ع) است!✨

گفتم چطور؟


☀️ با اشک گفت:

آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند، چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد. سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید. 


🌺 ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند اینهمه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد.


آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین (علیه السلام) آمد و فرمود:


✨به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی. این هدیه ما در برزخ باشد تا در قیامت جبران کنیم!✨


 همیشه برایم سوال بود که امیرکبیر که در کاشان به شهادت رسید چگونه با امکانات آن زمان مزارش در کربلاست.

جواب، عشق به مولایش امام حسین (علیه السلام) بود

👇👇👇

🆔 @TebyanOnline

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۰۳ ، ۱۶:۵۳
منتظران امام زمان عج

🌹 شهید محمد حسین یوسف اللاهی


شهیدی که قاسم سلیمانی وصیت کرده بود کنار او دفن شود....

همسایه همیشگی #حاج_قاسم عزیز


 خاطره ای کوتاه:

به واسطه بارندگی زیاد، ماشین لندکروز وسط یک متر آب و گل گیر کرده بود هر چه هل می دادند،نمی توانستند آن را بیرون بیاورند . شاید حدود ۱۰ نفر از بچه ها با هم تلاش کردند اما موفق نشدند، حسین از راه رسید و گفت: این کار من است ، زحمت نکشید.

 همه ایستادند و نگاه کردند حسین با آرامی ماشین را از آن همه آب و گل بیرون کشید. گفتم: تو دعا خواندی ! وگرنه امکان نداشت که ماشین بیرون بیاید. گفت: نه ،من فقط به ماشین گفتم برو بیرون

شهید حسین یوسف اللاهی مسلط به خیلی چیزها بود که بروز نمی داد و فقط گاهی اوقات چشمه ای از آن اقیانوس عظیم را جلوه می کرد ، آن هم جهت قوی شدن ایمان بچه ها . هر مشکلی به نظر می رسید، آن را حل می نمود، چهره بسیار باصفا،نورانی و زیبایی داشت

🔸کارهایی که باعث شد در سن کم به درجه عرفانی والا برسد:

✅ از ۱۹ سالگی تا ۲۴ سالگی که شهید شد تمام سالها بغیر از ۴ روز حرام را روزه بود

✅ نماز شب خوان بود و دائما ذکر خدا میگفت 

✅ قبل از جبهه تمام هم و غمش کمک به فقرای محل بود

✅ هیچگاه دل کسی را نشکست و بسیار مهربان بود

چشمان برزخی ایشان سالهای سال باز شده بود و به هیچکس نمی گفت

خبرهای غیبی را فقط به حاج قاسم و برای پیروزی در عملیات ها میگفت

روزهای آخر عمرش به بعضی بسیجی ها و پاسدارها عاقبت کارشان را گفته بود. 

🍃꧁꯭꯭꯭꯭꯭꯭🌸🍃یازهــــــــــــــــــرا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۰۳ ، ۱۱:۲۳
منتظران امام زمان عج