سلام بر امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه

khaterat12.blog.ir

=====================

https://s32.picofile.com/file/8482045934/124raz.jpg

==================

https://s32.picofile.com/file/8482045918/123raz.jpg

====================

https://s32.picofile.com/file/8482045842/121raz.jpg

================

https://s32.picofile.com/file/8482045892/122raz.jpg

===================

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۰۳ ، ۲۱:۳۹
منتظران امام زمان عج

🍀برگ سبز


🔷آیت الله اراکی (ره) فرمودند:


شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.


☀️پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟

با لبخند گفت: خیر.

سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟

گفت: نه

با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟

✨جواب داد: هدیه ی مولایم حسین (ع) است!✨

گفتم چطور؟


☀️ با اشک گفت:

آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند، چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد. سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید. 


🌺 ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند اینهمه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد.


آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین (علیه السلام) آمد و فرمود:


✨به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی. این هدیه ما در برزخ باشد تا در قیامت جبران کنیم!✨


 همیشه برایم سوال بود که امیرکبیر که در کاشان به شهادت رسید چگونه با امکانات آن زمان مزارش در کربلاست.

جواب، عشق به مولایش امام حسین (علیه السلام) بود

👇👇👇

🆔 @TebyanOnline

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۰۳ ، ۱۶:۵۳
منتظران امام زمان عج

==========

https://s32.picofile.com/file/8482031534/1015raz.jpg

==============

۲۳ دی ماه سالروز شهادت شیخ مرتضی مروتی 

/ عملیات کربلای  ۵ /   روحت شاد شیخ مرتضی : 

ساعت ۱/۳۰ دقیقه امروز   ۲۳/ دی در منطقه عملیات کربلای ۵  در دژ مرزی واسکله نیروهای خودی وقتی داشتم  از سنگر اطلاعات عملیات تیپ  به طرف خط در گیری نیروهای رزمنده  خودمان با عراقیها  میرفتم یک برانکارد گذاشته شده بود  کنار بریدگی دژ  کنار اسکله  سایه بریدگی خاکریز . بخودم گفتم قبل از سوار قایق شدن ببینم داخل برانکارد چه کسی است . آیا از نیروهای خودمان از اطلاعات عملیات است. یا کسی دیگر  ویا  اورا  

می شناسم  از پنچ شش متری داشتم نگاه می کردم به برانکارد که کسی پیچیده شده بود لای یک پتوی عراقی  در سایه دژ رفتم پیش. تنها بودم  فکری کردم گفتم ولش کن باز کنجکاو شدم گفتم ببینم کیست لای پتو روی برانکارد . آتش  دشمن زیاد بود. گلوله توپ و کاتیوشا . بمب باران هوایی و..  رفتم همین که پتو زدم کنار دیدم چهره زیبای  مرتضی پراز خون  نمایان شد  خشکم زد و.....

 بلی اون شهید طلبه مرتضی مروتی بود که در برانکارد در سایه دژ در پتو پیچیده شده بود ومظلومانه در سایه آن خاک ریز گذاشته بود . رفتم به بچه های تعاون که مسئول جمع آوری شهدا بودند گفتم بیایند و شهید شیخ مرتضی را به محراج شهدا اهواز انتقال دهند بچه های تعاون آمدند وکمک کردم تا. شهید مروتی را ببرند. من هم  از همان اسکله سوار قایق شدم  رفتم  بطرف خط جلو محل در گیری نیروهای خودمان با عراقیها . رفتم اما با دلی غمبار  و چشم اشکبار به خاطر از دست دادن دوستانی ورزمندگانی این چنین مثل مرتضی مروتی و...

گروه:

خاطرات رزمندگان اردکان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۰۳ ، ۱۱:۵۰
منتظران امام زمان عج